محل تبلیغات شما
بزارین بگم .بگم از اون بعد از ظهر دردناک از اون گریه های توی خانه ، از اون چهره ی رنگ پریده پدرو مادرم غم تمام خانه رو در بر گرفته بود .مگر کسی باورش میشد؟؟؟ درست شنیده بودم؟آره، دیگه چهره اش رو نمیبینم دیگه آغوشی گرم برای بغل کردن نبود او رفته بود پیش خدا.آروم در بغل خاک بی رحم خوابیده بود خوابیده بود قشنگ .رفت او برای همیشه اینجا فقط دلایه غم زده مونده اما ازت دلگیر نیستم ،میدونم تو آسمونا، اون بالا بالاها زندگی آروم داری پیش خدا، بدون درد، بدون

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
اینجا همه چی هست خرید اینترنتی ـــــــثبتــــــــــــــــــــــــــ صبانت اجناس فوق العاده ستاره ها تکنولوژی برتر